جوابیه پروردگار به یک منتظر

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه و درساتونو خونده باشین

این متن رو یکی از همکلاسیامون واسم فرستاد که خواست تو وبلاگ بذارم که همه ازش استفاده کنن امیدوارم یه تلنگر بباشه واسه هرکی یکم راهشو گم کرده.

*******************

خیلی وقت بود منتظر گرفتن چندتا جواب از خدا بودم، ولی انگار کرکره قلب و روح و گوشم رو بدجور کشیده بودم و هیچ ... تا اینکه یه شب از طرف یکی از دوستای قدیمیم ایمیلی رو دریافت کردم تحت عنوان: درد و دل های خدا. من با گرفتن این ایمیل خیلی از جوابامو از خدا گرفتم . واقعا فرستنده این ایمیل خدا بود ولی به اسم یه دوست قدیمی فرستاد تا زیاد خجالت نکشم و... . تصمیم گرفتم این متن رو واستون اینجا بذارم تا شاید یه عده که مث من منتظر جواب خدا هستند جواباشون رو دریافت کنن

جوابیه پروردگار به یک منتظر

سوگند  به روز وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد  که من  نه تو را رها  کرد ه ام و نه با  تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)   افسوس که هر کس را به تو فرستادم  تا  به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس  30)  و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4)  و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87) و مرا به مبارزه طلبیدی  و چنان توهم زده شدی که  گمان بردی  خودت بر همه چیز  قدرت   داری. (یونس  24) و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی   بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  (حج 73) پس چون مشکلات از  بالا و پایین آمدند و  چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت  و تمام  وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان  بردی چه گمان هایی .( احزاب 10)  تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد  پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118) وقتی در تاریکی ها  مرا  بزاری خواندی که اگر تو را برهانم  با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما  باز  مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام  63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و  رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید  از من ناامید شده ای. (اسرا 83 ) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من  خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26 ) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام  باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6 ) مرا  به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را  در  آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره  به هم فشرده می کنم تا  قطره ای باران از  خلال آن  ها بیرون آید و به خواست من  به تو اصابت کند تا  تو فقط  لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود  (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را  در خواب به تمامی بازمی ستانم  تا به  آن آرامش  دهم و روز  بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام  60) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت  می دهم  (قریش 3)  برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه  با هم باشیم (فجر 28-29)  تا یک بار دیگه  دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

از طرف "قاصد باران"

یاد بگیریم که ...

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم.
یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!

بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است.

توضیح:

من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند. داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و هم‌زمان می‌اندیشید: «این اروپایی‌ها عجب خُل‌هایی هستند!»


http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/42/01.jpg

فرهنگ دانشجویی

فرهنگ دانشجویی!!! (پیشنهاد می کنم تا آخرش بخونید :دی) حالا به خودتون نگیرینا بعضیااااااااااااا

با حال: استادی که در جلسه امتحان تقلب نگیرد.میان ترمها را تصییح نکند .حضور و غیاب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.

ضد حال : مراقبی که جای دانشجویان را در جلسه امتحان عوض کند.

دوزاری : ده شاهی سابق :مدرک دانشگاه آزاد.

سشوار : وسیله ای که باد گرم تولید میکند،کولر دانشگاه.

شناسنامه: مشخصات اصطلا حات دانشجویی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجویی همره با تعداد واحد های یک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصصّ ّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.

عشق و صفا: آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پایان دوران کلش کلش.آشنایی بیشتر با وزیر جنگ.

جوشکار: متخصص در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.

آب خنک: خوردن آن معادل اخراج است.پاداش فعالیت های سیاسی.چیزی که به وفور یافت میشود.

کبریت بی خطر :دانشجویی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام میدهد.دانشجوی غیر سیاسی.مصداق ضرب المثل ”اهسته بیا تا گربه سلف شاخت نزنه”.

سوتی: سه کردن .ضایع بازی .کسی که در نقلیه دانشگاه با بوق به زمین بخورد.دانشجویی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته یادش برود.دانشجویی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.

هیت پاکسازی: دانشجویی که همیشه در سلف و تریا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.

بد شانس: مشروط با معدل ۱۱،۹۸ یا ۱۱،۹۹٫

شمع و گل و پروانه: دانشجویانی که در جلسه امتحان کنار هم بشینّند.

بدل کار : جانشین.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند یا دنبال نمره برود.فداکار.

زوج خوشبخت: کسانی که در دانشگاه دست همدیگر را میگیرند تا گم نشوند.ندید.پدید

حرفی از ته دل

سلام به همه دوستان عزیز و همکلاسی های گل

امیدوارم حالتون خوب باشه راستی عیدتونم مبارک ایشالا سالی پر از زیبایی و موفقیت و سلامتی پیش رو داشته باشید

بعد از چند وقت نبودن دوباره برگشتم دستتون درد نکنه که انقد سر زدین اینجا(مثلا دیگه هههههههههههه ) ولی این نبودن آرامش قبل از طوفان بودا فک نکنین دات اکزه رفت تو آرشیواااااااااا از این به بعد شروع میشه دوباره

یه مطلب از یکی از دوستان خوبم گرفتم گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

ایام به کام

یا حق

------------------------------------------------

خدای خوبم...

بخاطر تمام لحظه هایی که منتظرم بودی و نیومدم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که منو دیدی و من ندیدمت من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که برام خوب خواستی و من بد کردم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که امیدت رو نا امید کردم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که برام وقت گذاشتی ومن وقت نداشتم من رو ببخش...

بخاطر تمام لحظه هایی که من خودمو تنها دیدم و توتنهام نگذاشتی...

بخاطر تمام لحظه هایی که اشک هام برای کسی جز تو بود....

بخاطر تمام لحظه هایی که خواهش ها و التماس هام برای کسی جز تو بود...

بخاطر تمام لحظه هایی که لذتها و شادی هام برای کسی جز تو بود...

من رو ببخش...

و بخاطر تمام لحظه هایی که به مهربون بودنت ، بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ...

شک کردم .... من رو ببخش....!


نمرات شبیه سازی

سلام به همه دوستان گلامیدوارم همگی خوب و سلامت باشید و خسته امتحاهانات نباشید

استاد خوشنواز نمرات درس شبیه سازیو بر اساس شماره دانشجویی زدن تو وبلاگ خودشون میتونید برید اونجا و نمراتتونو نگاه کنید

اینم آدرسش: http://www.shkhoshnavaz.blogfa.com/

ایام به کام

یا علی

تست روان شناسی

سلام حدمت همه دوستان گل امیدوارم حالتون خوب باشه امتحاناتم به خوبی تا اینجا پشت سر گذاشته باشین

امروز یه تست روانشناسی خوندم گفتم واسه شمام بذارم شاید خوشتون بیاد

حالا هر کسی دوست داره یه مقدار بیشتر از شخصیت خودش بدونه بیاد ادامه مطلب رو بخونه

 

ادامه نوشته

حذفیات درس شبیه سازی

سلام امیدوارم خوب خونده باشین و حالتونم خوب باشه

دوستان گروه اول قسمت های زیر حذف شده واسه امتحان

فصل ۴(یا همون chaptere 2) که در مورد آمار بود حذف شده

فصل 8 هم قسمت nspp و توزیع پواسون حذف هستن بقیشم که خودتون میدونید

موفق باشید

با علی

کلاس جبرانی

سلام به همه دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه

کلاس جبرانی درس رایض مهندسی روز چهارشنبه ساعت ۲ تا ۴ تشکیل میشه(البته امیدوارم) من به استاد ایمیل زدم که چهارشنبه بیان هفته قبلم استاد رو دیدم قبول کرد فقط گفت باید حداقل ۱۲ نفری باشین تا کلاس براتون بذارم لطفا کسانی که خبر ندارن رو هم بهشون خبر بدین که بیان

ایام به کام

یا حق

کلاس جبرانی

سلام به همه دوستان امیدوارم حالتون خوب و باشه و روزگار به کامتون باشه

دوستانی که درس ریاضی مهندسی و مهندسی اینترنت  رو دارن و میخوان کلاس جبرانی بیان لطفا نظر بذارن و بگن چه موقع میتونن بیان که نظر اکثریت ببینیم چه روزیه که به اساتید محترم اطلاع بدیم که بیان و اسه کلاس جبرانی فقط یه نکته هرچی زودتر بشه بهتره چون بعد از یه تاریخی دیگه آموزش اجازه برگزاری کلاس جبرانی رو نمیده تا ۲۲ فک کنم وقت داریم پس لطفا هرکس نظرشو بگه که هماهنگ کنیم و به استادا خبر بدیم

درس شبیه سازیم اگه خواستین بگین تا کلاس جبرانی بگذاریم

ایام به کام

یا علی

حقایق جالب زندگی امتحانشون کن

سلام به همه دوستان گل امیدوارم حالتون خوب باشه..........

ببخشید یکم اگه داستانها مشکل دارن مثلا بک گراندشون یه رنگ دیگه ست یا .....

**************************************************************** 

At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند

At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند

The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد

A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don't like you
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود،
حتی کسانی که ممکن است تو را دوست نداشته باشند

Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند

You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی

Someone that you don't know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی

When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود

When you think the world has turned it's back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، یه خرده فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند احساس بهتری خواهی داشت

If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند!

مردن

اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟
باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد

نمونه سوالات شبکه

سلام به همه دوستان

امروز کلاس درس استاد عباسی تشکیل شد و ایشونم یه سری نمونه سوال دادن که به من به دست بچه ها برسونمشون که لینک دانلودشو پایین گذاشتم

ضمنا میان ترم قرار شد روز سه شنبه ۶/۱۰/۹۰ ساعت ۲ تا ۴ گرفته بشه کلاس شنبه هم برقراره

لینک دانلود نمونه سوالات شبکه

دوستانی هم که جزوه ها و اسلاید ها رو میخوان میتونن از لینک پایین دانلودش کنن

لینک دانلود اسلایدهای شبکه

ایام به کام

یا حق

شام غریبان

شام غربت:

امام حسین

گودال بود و غربت بی انتهای من

شد خیمه گاه مروه و مقتل صفای من

از بسکه ازدحام در آنجا زیاد بود

جایی نبود کشته ی بی سر ؛ برای من

یک خنجر شکسته چرا بوسه می زند

بر روی حنجر تو برادر به جای من

یک نیزه آمد و سخنت را برید و رفت

یک کعب نی رسید به داد صدای من

پیراهن تن تو پر از رد پا شده است ....

یا اشتباه میکند این چشم های من ؟

با تازیانه ها بدنم خوب آشناست

من را زدند پیش تو ای آشنای من

دیدند بی کسیم به ما طعنه ها زدند

مانند مادر تو مرا بی هوا زدند

**

بیا که گریه کنم لحظه‌های آخر را

بخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر را

دلم قرار ندارد بیا که تا دم صبح

بنالم از سر شب روضه‌های مادر را

پریده خواب رباب از خیال حرمله باز

گرفته است به چادر گلوی اصغر را

خدا کند که بمیرم در این شب و فردا

که روی نیزه نبینم سر برادر را

خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم

به زیر بوسه‌ی نیزه تنی مطهر را

خدا کند که نبینم به روی تشت طلا

جسارت نوک چوب و لبان پَرپَر را

منبع: تبیان

التماس دعا

تولد دات اکزه یک سال گذشت

سلام به همه دوستان دوستان عزیز

dotexe یکساله شد تولدش مبارک هوراااااااااااااااااااااااااااااااا هههههههههههه

چقدر زود رفت یک سال گذشت انگار همین دیروز بو که با بچه ها تصمیم گرفتیم این وبلاگو راه بندازیما یادش بخیر چقد اینجا ماجراها داشتیم راست میگن وقتی به خودت میای میفهمی چقدر زود دیر می شود(ربطی نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟) خیلیم با ارتباطه

1 سال با همه خوب و بدیاش تموم شد و حالا وبلاگمون 1 ساله شد الان دیگه یکم میتونه حرف بزنه کو تا راه بیفته بره مهد بعدش دبستان بعدش راهنمایی بعدش دبیرستان بعدش دانشگاه یا سربازی بعدش واسش زن بگیریم هوووووووووووووووووووو خیلی مونده حالا هههههههههههههههههه

خلاصه 1 سال رفت نمیدونیم 1 سال بزرگتر شدیم یا یه سال از عمرمون کم شد خدا میدونه.

دسته همه دوستانی که اومدن وبلاگ و کمکمون کردن درد نکنه ایشالا جبران کنیم بعدا برا وبلاگشون ههههههههههه

دوستانی که این ایام میرن مراسم و هیئت مارم از دعای خیرشون بی بهره نذارن التماس دعا

dotexe تــــولــــدت مبارکــــــــــــــــــ

ایشالا 100 ساله شی نه 120 ساله شیییییییییییی ههههههههههههه

دوستان ایام به کام

یا علی

اسلاید های شبکه

سلام دوستان

اسلایدهای درس شبکه استاد عباسی که گفتن بذارم رو وبلاگ رو آپلود کردم لینک دانلودشم پایین هست

امیدوارم به دردتون بخوره

ایام به کام

یا علی

********************************

دانلود اسلاید های شبکه

درس شبیه سازی+ داستان کوتاه

سلام به همه دوستان

امیدوارم کلاسا بهتون خوش بگذره ههههههههههههههه چقدم که خوشی داره واقعا!!!!!!!!!!!!!!

دوستان اونایی که درس شبیه سازی هنوز واسشون مشکله و با این درس مشکل دارن ( از هر لحاظی) با چند تا از بچه ها تصمیم گرفتیم روز یکشنبه یا دوشنبه دانشگاه جمع بشیم و یه گرد همایی انجام بدیم و در مورد این درس یکم با هم مشورت کنیم اونایی که میخوان بیان نظر بذارن که معلوم بشه روز دوشنبه بریم یا یکشنبه.

یه چیزه دیگه هم بگم اونایی که واقعا هدفشون اینه که گوش بدن یا نظرشونو بگن بیان مثل جلسه قبلی نشه فقط یکم مسخره بازی در بیاریم آخرشم هیچی به هیچی بعدا بعضیا سر کلاس بیان بگن واستون متاسفم یا از این حرفاااااااا پس لطفا یکم دانشجو باشیم

از این دوتا وقت هر کدوم رو راحت تر بودید بگین که به بقیه هم خبر بدیم یا یکشنبه یا دوشنبه.

امیدوارم این بار به یه نتیجه ای برسیم

یه داستانم واستون گذاشتم ایشالا خوشتون بیاد

ایام به کام

یا علی.

"پس قرارمون شد دوشنبه ساعت ۱۰ همه دانشگاه باشیم به بقیه هم خبر بدین که بدون ممنون از همکاریتون"

-----------------------------------------------------

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟




 

اسلاید های شبیه سازی و جزوات مهندسی اینترنت

سلام به همه دوستان
اسلاید های درس شبیه سازی و پی دی اف های مهندسی اینترنت رو میتونید از لین های زیر دانلودشون کنید.
ضمنا افرادی که مهندسی اینترنت سر کلاس نمیان استاد قرار شد 17 آذر ماه تا پایان فصل سوم میان ترم بگیره و برای انتخاب موضوعتون برای ارائه که 4 نمره داره باید به استاد بیات ایمیل بزنید و موضوعتون رو بگین یا اینکه بخوایین که براتون موضوع انتخاب کنه ارائه هم اجباریه برای همه
همچنین درس شبیه سازیم قرار شد که 10 آذر ماه میان ترم بگیره
ایام به کام
موفق باشید
یا حق.
-----------------------------------------------

دانلود  شبیه سازی فصل1و 2

دانلود  شبیه سازی فصل 3و4 و تمرین

دانلود  مهندسی اینترنت



بی خیال شبیه سازی

سلام دوستان حالتون خوبه

امیدوارم همتون خوب باشین

داشتم فک میکردم اصلا ما چرا باید با همکلاسی هامون در مورد درس شبیه سازی مشورت کنیم دانشجویانی که بعد از 3 ترم هنوز اسم همکلاسیشونو نمیدون یا وقتی از کنار هم رد میشن انگار جن دیده باشن (سلام و علیک که هیچی) وقتی نمیتونن مثل چندتا همکلاسی مثل باقیه رشته ها با هم رفتار کنن خب معلومه سر موضوع یه کلاس درسم با هم یه دل نمیشن و از هم پشتیبانی نمیکنن پس دلیلی نداره الکی دنبالشو بگیریم حقمونو میخورن بی خیال والاااااااااااااااااااااااااااااااا

اول بهتره یکم خودمونو درست کنیم

راستی چرا نباید همکلاسی اسم همکلاسیشو ندونه یا دخترا با پسرا یا برعکس سلام علیک داشته باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما که به قوله یکی کارمونو میکنیم دیگران هر فکری خواستن بکنن اگه فکرشون خوب بود دمشون گرم اگه هم بد بود که میگن کافر همه را به کیش خود پندارد هههههههههههههههه

ایشالا همتون شادو موفق باشین و یکم تو راوبطمون تجدید نظر کنیم والا همکلاسی بودنم یه نوع ارتباط فامیلیه ما بیشتر از خیلی از آشناهامون همکلاسیامونو میبینیم دیگه خود دانید

درپناه ایزد منان

ایام به کام

یا علی

شبیه سازی

سلام به همه دوستان گل

دوستانی که درس شبیه سازی دارن لطفا فردا بعد از کلاس ریاضی مهندسی تو دانشگاه بمونن که تکلیف این درس رو روشن کنیم

جایی که ارزش ۸۰ تا دانشجو رو بخوان به خاطر یه نفر که درس دادن بلد نیست زیر ژا بذارن باید جلوش ایستاد کسانی که دوس ندارن حقشون رو بخورن و میخوان حقشونو بگیرن حتما وایسن تو کلاس اگه هم این مطلب رو دیر دیدین روز ژنجشنبه صبح جمع میشیم جلو در آموزش

چیکار میخوان بکن؟ آخرش اینه که این درس رو حذف میکنن الان که بر داشتیم مگه کسی مطلبی یاد گرفته؟

من نمیگم استاده بلد نیستاشاید بلده واسه خودش اما قدرت انتقالش زیر خط فقره

ما باید خودمون رو حرفمون وایسیم چیزیم جز حقمون نمیخواییم لطفا کمک کنید بچه ها.

ایام به کام

یا حق

اسلاید + داستان کوتاه

سلام

امیدوارم حاله همه همکلاسی های گل خوب باشه

ببخشید یه مدت نبودیم و وبلاگ به خواب تابستونی رفته بود امروز اومدیم بیدارش کردیم دیگه یکمم گرد گیری کردمش البته یه گردگیر حسابی میخواد که انشاالله بعدا به حسابش میرسیم

امروز هم یه داستان کوتاه براتون گذاشتم که امیدوارم ازش درس بگیریم که من خودم یکم گرفتم و ازش ایشالا که خوشتون بیاد و همچنین اسلایدهای درس شبیه سازی رو هم واستون گذاشتم البته با کمی تاخیر.

امیدوارم همتون موفق باشید فعلا تا درودی دیگر بدرود یا علی.

.............................................................................................................................

زن و مرد جواني به محله جديدي اسبا‌ب‌كشي كردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد كه همسايه‌اش درحال آويزان كردن رخت‌هاي شسته است و گفت:«لباسها چندان تميز نيست. انگار نميداند چطور لباس بشويد. احتمالآ بايد پودر لباس‌شويي بهتري بخرد.» همسرش نگاهي كرد اما چيزي نگفت.
هر بار كه زن همسايه لباس‌هاي شسته‌اش را براي خشك شدن آويزان مي‌كرد زن جوان همان حرف را تكرار مي‌كرد تا اينكه حدود يك ماه بعد، روزي از ديدن لباس‌هاي تميز روي بند رخت تعجب كرد و به همسرش گفت: «ياد گرفته چطور لباس بشويد. مانده‌ام كه چه كسي درست لباس شستن را يادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجره‌هايمان را تميز كردم!»
زندگي هم همينطور است. وقتي كه رفتار ديگران را مشاهده مي‌كنيم، آنچه مي‌بينيم به درجه شفافيت پنجره‌اي كه از آن مشغول نگاه كردن هستيم بستگي دارد. قبل از هرگونه انتقادي، بد نيست توجه كنيم به اينكه خود در آن لحظه چه ذهنيتي داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگي آن را داريم كه به‌ جاي قضاوت كردن فردي كه مي‌بينيم در پي ديدن جنبه‌هاي مثبت او باشيم؟

..............................................................................................................................

دوستان از لینک زیر میتونید اسلایدهای شبیه سازی رو دانلود کنید

اسلاید های درس شبیه سازی دانلود

.:: چطـور متوجه می شوی در سال 2011 هستی ؟؟؟!!!


1. یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت 3 نفر بیشتر نیستن ولی 5 خط موبایل دارن.
 
2. واسه همکارت ایمیل میفرستی، در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته .
 
3. رابطه ات با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه .
 
4.ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک و چیزایی رو که خریدی ببرن داخل. 

5. هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره .
 
6. وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی، استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی. 
 
8. صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله 

9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی، سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی. 

10. اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره. 
 
11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه!!! 
 
12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی، بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی. 
 
13 .دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی. 

خوب! من شوخی کردم ولی نشون میده که تو ، انسان عصر 2011، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی!!!!

سلام


دانشجویان عزیز

علی رغم توضیحاتی که برای منابع امتحان سر کلاس داده شد همچنان منابع آزمون برای شما سوال است.

(از متعجبات آموزش عالی!!!!)

به هر حال

1. باید فرایندهای توسعه نرم افزار را کامل به همراه مزایا و معایب و کاربردهای آن بشناسید  - 15 صفحه اول جزوه تایپ شده

2. اسلایدهایی که روی وبلاگ قرار دارند باید مسلط باشید

3. نمودارهای UML را مسلط باشید برای آموختن نمودارهای UML یک مقاله روی وبلاگ قرار دارد از صفحه 48 جزوه تایپ شده هم می توانید استفاده کنید (می توانید استفاده هم نکنید! باید نمودارها رو مسلط باشید) و البته یک بخشی از کتاب انگلیسی رو هم بهتون دادم که مثال داشت)

4. RUP رو مطالعه کنید از روی اسلایدها، خود نرم افزار و صفحه 16 تا 45 جزوه


اینها منابع آزمون هستند

امیدوارم مطالعه خوب و بعد آزمون خوبی داشته باشید


بشیری

شب آرزو ها و داستان دعا

سلام به همه دوستان خوب امیدوارم که حالتون خوب باشه و درساتونم خوب خونده باشین. امشب شب آرزوهاست امیدوارم همه به آرزوشون برسن و واسه من  و دیگر دوستاشونم دعا کنن اینجا داره بارون میاد یعنی اینکه امشب واقعا در رحمت خدا بازه و هرچی از ته دل بخوای اگه به صلاحت باشه خدا بهت میده واسه همه دعا کنین اولشم دعا برای فرج امام زمان(عج) مارو هم فراموش نکنید دوستان گل.

اگر یادتان بودو باران گرفت دعایی به فکر بیابان کنید...........امیدوارم شب به یاد موندنی باشه برا همه یه داستان واستون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد.

ببخشید زیاد حرف زدم .....ایام به کام یا حق

داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

درس معماری

سلام به همه دوستان عزیز

بابت تاخیری که برای گذاشتن این مطلب داشتم از همتون عذر  خواهی میکنم ببخشید که دیر شد امیدوارم  همه موفق بشن نمره خوبی بگیرن اینم لینک دانلود اسلاید ها و نمونه سوالات سال قبل درس معماری

۱.تست سالهای قبل دانشگاه پیام نور MB 5,2

۲.سوالات ارشد و پیام نور MB 7

۳.اسلاید های مربوط به درس MB 6,7

پی نوشت ۱: دوستان استاد افشین پور هیچ فایلی رو به من نداده اند.

ایام به کام یا حق

روز نخست عاشقی

یه کم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.

دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.

پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.

هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که:

عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر

آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.

هوش مصنوعی و چند تا نکته در مورد پست گذاشتن

سلام به همه اول از صادق جون معذرت میخوام که رو پستش پست زدم به بزرگی خودش ببخشه

توضیحات در ادامه مطلب بخونید حتما

لینک دانلود اسلاید های هوش مصنوعی

ادامه نوشته

دارم میمیرم، کمکم میکنید؟؟؟

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!ا
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!ا
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...

پی نوشت : خیلی وقتا با خودم فکر میکنم اگه وقتی دارم این کارو میکنم آیا بازم این کارو میکردم؟؟؟ وقتی دارم کناه میکنم بمیرم اونوقت واقعا چه جوابی میتونم به خدام بدم؟؟؟؟؟؟؟؟

کشتی مردی در یک طوفان عظیم غرق شد اما این مرد به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیره ای برساند.

این مرد با هزاران زحمت برای خود یک کلبه ساخت ...

روزی برای تهیه آب به جنگل رفته بود ؛ وقتی به کلبه برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه در حال سوختن است.

به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خدا کرد که : خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کرده ای و حالا که من با این بدبختی توانسته ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه بسوزد!
مرد با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .

صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی از خواب پرید ؛ او نجات یافته بود!
وقتی سور کشتی شد ، از ناخدا پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟

ناخدا پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!

پی نوشت: چقدر خوب میشه اگه ما تو کارامون صبر داشته باشیم و اینو بدونیم چیزی که برامون اتفاق افتاده شاید به نظر خودمون خیلی بد باشه ولی شاید همین اتفاق بد باعث خوشبختی و نجات ما بشه.

کاش یاد بگیریم از دید وسیع تری به محیط اطرافمون و اتفاقات نگاه کنیم

ثروتمندتر از بیل گیتس

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروت مند تر هم هست؟
در جواب گفت بله فقط یک نفر پرسیدن کی هست؟ در جواب گفت
من سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه های در حقیقت
طراحی ماکروسافت تو ذهنم داشتم پی ریزی میکردم،سالها پیش در فرودگاهی در
نیویورک بودم قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد از تیتر یک
روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد
ندارم
و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه
پر توجه من دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت گفتم
آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت،سه ماه بعد بر حسب
تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز داشتم چشمم به یه مجله خورد دست کردم
تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا
خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش باز من اومدم روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد
اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم
گفت به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این بر
مبنای چه احساسی اینا رو میگه
گفت زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران
گذشته رو بکنم
اکیبی رو تشکیل دادم بعد از 19 سال گفتم که برید و در فلان فرودگاه کی روزنامه
میفروخت یک ماه و نیم مطالعه کردندمتوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمانه که الان
دربان یک سالن تئاتره خلاصه دعوتش کردن اداره
بیل گیتس ازش پرسید من میشناسی گفت بله جناب عالی آقای بیلگیتس معروف که دنیا
میشناسدتون سال های پس زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه
همچین صحنه ای از تو دیدم گفت که طبیعی این حس و حال خودم بود
بیل گیتس گفت میدونی چه کارت دارم گفت که میخوام جبران کنم اون محبتی که به من
کردی

گفت که به چه صورت؟
بیل گیتس گفت هر چیزی که بخوای بهت میدم
(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)
پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی
بیل گیتس گفت هرچی که بخوای
گفت هر چی بخوام
گفت آره هر چی که بخوای بهت میدم
من به 50 کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
گفتم یعنی چی نمیتونم یا نمیخوام؟
گفت نه تواناییش رو داری اما نمیتونی جبران کنی

پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم
پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه
اصلا جبران نمیکنه با این نمیتونی آروم بشی لطف تو ام که از سر ما زیاده
بیلگیتس میگه همواره احساس میکنم ثروت مند تر از من کسی نیست جز این جوان 32
ساله مسلمان سیاه پوست.


پی نوشت: خدا کنه اگه به جایی رسیدیم یادمون نره که کمک کنیم به دیگران که نیازمند کمک هستن حالا هر نوع کمکی که باشه خداکنه..........

کاش که این دل مرا بقض سحر نمیگرفت....................که راز این دل مرا بر این قلم نمینوشت 

کشک و پشم

سلام به همه دوستان گل

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن
طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خودرا محكم گرفت.گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و
تو همه گله را صاحب شوي.
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم...
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان
دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و
گفت
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
غلط زيادي كه جريمه ندارد.

احمد شاملو

پی نوشت: واسه خیلی هامون پیش اومده رو حرفمون نمونیم ولی کاش واسه اونکه مثلا بهش قول دادیم و نتونستیم بهش عمل کنیم انقدر ارزش داشته باشیم که صدبار دیگه ام اگه لازم شد تا خوش قولی رو به مایاد بده دوباره با کاراش یاد بده نه با نیش و کنایه

ای دوست مزن زخم زبان جای نصحیت