پیگیری

سلام به همه همکلاسی های عزیز سال نو مبارک ایشالا ما هم یکم از درون نو بشیم.
 
خانمی کنار باجه تلفن منتظر نوبتش بود.داخل باجه پسرک سیزده ساله ای به سختی شماره را گرفت

 و گفت:منزل آقای بارنی؟سلام...من شنیده ام که یکی از دوستانم به نام دیوید در قبال دریافت  هشت

دلار هر ماه چمن خانه شما را کوتاه میکند.من حاضرم این کار را با  شش دلار انجام بدهم؟ نمی شود؟

بسیار خوب چهار دلار چطور است؟قبول نمی کنید؟خداحافظ...

پسر نوجوان گوشی تلفن را گذاشت و خواست از باجه تلفن خارج شود که آن زن گفت: پسرم اگر دنبال

کار میگردی به خانه ما بیا و استخر را تمیز کن؟پسر نوجوان خندید و گفت نه خانم..در حقیقت من همان

پسری  هستم که چمن های آن خانه را کوتاه میکند، قصدم فقط این بود که ببینم صاحب کارم از کار من

 راضی هست یا نه؟ وقتی دیدم که حتی آن کار را با  چهار دلار هم به جای هشت دلار حاضر  نیست به

کسی بدهد،مطمئن شدم از کارم راضی است!

نوشته:اس.آدامز

پی نوشت: کاش یکم ما بتونیم کاری که وظیفه ماست رو درست انجام بدیم..............امیدوارم بتونم یکم عوض بشم تا بعضیا ببینش

هرچه میخواهد دل تنگت بگو

سلام بچه ها...حالتون خوبه؟؟...امیدوارم اینطور باشه....

روزهای آخر سالتون چطور میگذره؟؟ ...گفتم یه پست بذارم هر کی

هرچی دلش میخواد بگه از هرچی از هرکی که دلتون میخواد میتونید نظر بذارین ... اتفاقایی که دوست داشتی تو سال 89 برات بیفته نیفتاده و

بالعکس...جایی که دوست داشتی بری نرفتی...چیزی که میخواستی بخری

 نخریدی...آرزوهایی که برا سال 90 داری...به هرحال هرچه می خواهد دل تنگت بگو

منتظره نظراتون هستیم..

 درباره اعضای گروه dotexe هم درباره هرکدومشون نظری رو که داری بگوووووو.

راستی عیدتونم پیشاپیش مبارک انشالله سالی خوب و پر از موفقیت داشته باشید مسافرت میرین سوغاتی یادتون نره یه موقع.........

امضاء:گروه بچه های dotexe

 

پروژه درس مهندسی نرم افزار گروه دوم

سلام

دوستان عزیز ببخشید دیر شد.

دوستانی که جزء گروه دوم مهندسی نرم افزار هستن باید این پروژه رو واسه جلسه اول بعد از عید تحویل بدن. من از استاد اسامی رو گرفتم و اینجا میذارم اونایی که اسمشون هست باید حتما این پروژه رو انجام بدن.

افرادی که سر کلاس نبودن و دیگر همکلاسی ها: به ترتیب اسامی که در لیست حضور و غیاب هست باید هر نفر ۵ صفحه از فایل های زبان رو ترجمه کنه و ۳ صفحه هم از pdfفارسی رو بخونه که بعد از عید یه نفر به صورت random استاد انتخاب میکنه و باید بره اون 3 صفحه رو ارائه بده.

ترجه هم هر کسی باید اون 5 صفحه خودش رو بخونه و حداقل در 3 صفحه خلاصش کنه و به استاد تحویل بده و هرکس باید به ترتیب شمارش صفحه هایی رو که باید ترجمه کنه رو برداره مثلا کسی که شمارش 7 میشه باید حساب کنه قبل از خودش 6 نفر هست 6*5=30 و اون باید از صفحه 30 تا 35 ترجمه کنه و در اون فایل فارسی هم همین طور اگه نفر 7 باشه 6*3=18 باید از 18 تا 3 صفحه بعدش بخونه برای ارلئه و همین طور به ترتیب.

لینک دانلود هارو که گذاشتم جلو هر کدومش مینویسم چند صفحه س که براتون راحت تر باشه و فایل کمتری رو لازم باشه تا دانلود کنید.(از آقای یادگار که زحمت آپلود رو کشیدن هم تشکر میکنم)

1. فصل سوم (29 صفحه)

2.فصل چهارم (22 صفحه)

3. فصل پنجم (28 صفحه)

4. فصل ششم (37 صفحه)

5. فصل هفتم (28 صفحه)

6. فصل هشتم (26 صفحه)

7. فصل نهم (33 صفحه)

8. فصل دهم (35 صفحه)

9. فصل یازدهم (34 صفحه)

10. فصل دوازدهم (25 صفحه )

11.فصل سیزدهم (22 صفحه)

*****لینک دانلود مقاله فارسی برای ارائه*****

اگه کسی شمارشو نمیدونه عکس لیست حضور و غیاب رو از لینک زیر دانلود کنه و شماره خودشو برداره. بازم ببخشید دیر شد.

دانلود لیست اسامی کلاس

هر کسی هم سوالی داشت این ایمیل من میتونه بپرسه ازم سعی میکنم زود جواب بدم h.anshin@yahoo.com

پی نوشت ۱.استاد گفتن هر کسی اسمش تو این لیست هست حتما باید این پروژه رو انجام بده حتی اگه گروهشو عوض کرده باشه.

ایام به کام یا حق

گله


ادامه نوشته

داستان طنز... و(+مقاله مهندسی نرم افزار)

اثبات علمي......هر که سوادش کمتر درآمدش بيشتر !

از قديم گفته اند وقت طلاست، به عبارت ديگر : زمان = پول : معادله 1

همين طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود، يعني : توان = علم : معادله 2

مي دانيد که:

زمان / کار = توان: معادله 3

با جاي گذاري معادله 1 و 2 در معادله سوم به اين معادله مي رسيم:

پول / کار = علم

که مي توانيم آن را به اين صورت بازنويسي کنيم:

علم/ کار = پول

بنابراين:

Lim (پول) = ∞

0→ علم

يعني هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بيشتر است، و اين هيچ ربطي به مقدار کار انجام شده ندارد !

!به عبارت ديگر وقتي علمت به سمت صفر ميل کند، پولت به بي نهايت خواهد رسيد

بچسبون ۱: خبری شده وبلاگ خلوته؟؟؟ اگه چیزیه به مام بگین!

بچسبون ۲: اینم لینک دانلود مقاله مهندسی نرم افزار که استاد بشیری به من دادند ببخشید دیر شد.

دانلود مقاله مهندسی نرم افزار



 

کم گویی

سلام به همه همکلاسی های عزیز

بعد از چند روز یه مطلب گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

لقمان حكيم رضى الله عنه پسر را گفت:
امروز طعام مخور و روزه دار، و هر چه بر زبان راندى، بنويس.
شبانگاه همه آنچه را كه نوشتى، بر من بخوان؛
آنگاه روزه‏ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.
ديروقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نيز چنين شد و پسر هيچ طعام نخورد.
روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند،
آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هيچ طعام نخورد.
روز چهارم، هيچ نگفت.
شب، پدر از او خواست كه كاغذها بياورد ونوشته‏ها بخواند.
پسر گفت: امروز هيچ نگفته‏ام تا برخوانم.
لقمان گفت: پس بيا و از اين نان كه بر سفره است بخور و بدان كه روز قيامت،
آنان كه كم گفته‏اند، چنان حال خوشى دارند كه اكنون تو دارى .

...........................

کم گوی و گزیده گوی چون در.............تا ز اندکت جهان شود پر

درس زندگی

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول؛ مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت: ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم؛ مستی دیدم که افتان و خیزان راه می‌رفت. به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم؛ کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم: این روشنایی را از کجا آورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم؛ زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

تذکر حتما بخونید و نظر بدید

سلام به همه دوستان.

اول از همه افراد با فرهنگی که میان اینجا تشکر میکنم و از همشون بابت اینکه چند نفر بی جنبه و عقده ای که نمیتونن چه جوری انرژیشونو خالی کنن میان اینجاو چرتو پرت میگن معذرت میخوام .

همکلاسی های عزیز فک نمیکنم این درست باشه که بعضیاتون (البته شایدم همکلاس ما نیستند) میایید اینجا و شخصیت یه نفره خراب میکنید اگه یه نفر با خودتون این کارو بکنه چه احساسی پیدا میکنید؟؟؟

فک نمیکنید بزرگ شدید؟ بزرگی سن و سال نمیگم به عقل و شعور میگم که بعضیا اصلا ازش بویی نبردن.

از این به بعد هرکسی حرف بد بزنه یا شخصیت یک نفرو بخواد خراب کنه کامنتش حذف میشه

لطفا جرات داشته باشید و با نام خودتون کامنت بذارید که بعضی ها به من نگن نمیتونی جمع کنی...

یه اتاق چتم گذاشتم که پایین صفحه وبلاگ هست میتونید بببینید و امکان چت خصوصی هم هست.

این اتمام حجت بود....

امیدوارم که اون بعضی ها فهمیده باشن بازم از دوستان باشعور  و با ادب که میان اینجا به خاطره اتفاقات اخیر عذر خواهی میکنم.

ابام به کام یا حق.

جغد و آواز ترک دنیا

جغدي روي كنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود.
زندگي را تماشا ميكرد.
رفتن و ردپاي آن را.
و آدمهايي را مي ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند.
جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند.
او بارها و بارها تاجهاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابلاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود.
او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدمها، با اين آواز كمي بلرزد.

روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني.
آدمها آوازت را دوست ندارند.
غمگين شان مي كني.
دوستت ندارند.
مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.

قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد.
آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است.

جغد گفت: خدايا! آدمهايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند.

خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدمها عاشق دل بستن اند.
دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ.
تو مرغ تماشا و انديشه اي! و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد.
دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست.
اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ.

جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند و آنكس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست.

برای رسیدن باید رفت... 

روابط و زیبایی های آن

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.


وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.
ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.


دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
و این چنین توانستند زنده بمانند.



درس اخلاقی :
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه
آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید.

قهوه تلخ و دید تلخ تر ما

چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.
آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان هم شکایت از زندگی بود. استادشان در حین صحبت آنها قهوه آماده می کرد. او قهوه جوش را روی میز گذاشت و از دانشجوها خواست که برای خود قهوه بریزند.
روی میز لیوان های متفاوتی قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان های دیگر. وقتی همه دانشجوها قهوه هایشان را ریخته بودند و هر یک لیوانی در دست داشت، استاد مثل همیشه آرام و با مهربانی گفت:...
بچه ها، ببینید; همه شما لیوان های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان های زمخت و ارزانقیمت روی میز مانده اند.
دانشجوها که از حرف های استاد شگفت زده شده بودند، ساکت بودند و استاد حرف هایش را به این ترتیب ادامه داد: «در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید قهوه بود و نه لیوان. اما لیوان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به لیوان های دیگران هم بود. زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. این ظرف ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد.
البته لیوان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تاثیر خواهند گذاشت، اما اگر بیشتر توجه تان به لیوان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از لیوان بردارید و در حالیکه چشم هایتان را بسته اید، از نوشیدن قهوه لذت ببرید.»

امیدوارم همه ما هم به جای اینکه لیوان ظاهر دوستامون توجه کنیم  به قهوه درونش توجه کنیم

 

نظر درباره انسانها

روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.

جواب داد:.... اگر زن یا مرد دارای (اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1
اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست،
پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت

به نظر شما الان معیار برای انتخاب چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اندیشه

سلام به همه دوستان گل

ببخشید یکم دیر شد ولی بلاخره تونستم تموم کنمش

فصل یک درباره زندگی نامه عطار بود و یکمی از فصل دوم که متاسفانه تو یه برگه دیگه نوشته بودم خلاصشو گم کردمش اگه پیدا کردم اونا رو هم میذارم که بخونید

اگه خلاصش یکم بد بود ببخشید شایدم غلط املایی توش داشته باشه که اونم بازم ببخشید...

لینک دانلودشو میذارم که دانلود کنید.

البته خودتونم باید اون چیزی که ازش فهمیدید رو تو امتحان بنویسید.

پی نوشت ۱: از دوستای که کمک کردن تشکر میکنم

دانلود خلاصه اندیشه

ایام به کام یا حق

 

درس اندیشه اسلامی

سلام به همه دوستان

این پست رو گذاشتم که اگه از دوستان کسی کتاب زندگی در زندگی رو خونده و خلاصه اونو برداشته لطفا بیاره که تو وبلاگ بذاریم واسه اونایی که نخوندن که همه بتونن ازش استفاده کنن لطفا اگه کسی خلاصه برداری کرده یا خودش بیاد درخواست بده واسش نام کاربری بسازیم که خودش پست بذاره یاد بده ما تا خودمون تایپش کنیم بذاریم همه استفاده کنن

ایام به کام یا حق.

قایم موشک بازی

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
همه پنهان شدند الا نیوتون ...
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد
نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم"
پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)

بچسبون ۱: دوستانی که آزمایشگاه معماری برداشتند باید این درسو حذف کنن و تربیت بدنی بردارند چون این درس مخصوص ترم ۴ ارائه شده است.

ایام به کام یا حق...

انتخاب واحد

سلام به همه دوستان

انتخاب واحد روز شنبه و یکشنبه انجام میشه

اونایی که پول به حساب واریز نکردن شنبه برن بریزن بعد ببرن امور مالی که تائید کنه که بتونن انتخاب واحد کنن

ضمنا اون دوستانی که میخوان مثل من نظریه زبان ماشین بردارن این ترم از دروس اختیاری درس محیط های چند رسانه ای رو بردارن که به جاش نظریه تدریس میشه

امیدوارم همه موفق و پیروز باشن بریم یکم ریاضی بخونیم ههههههههههه

ایام به کام

یا علی

تمرین درس زبان تخصصی استاد بشیری گروه سه شنبه

سلام دوستان

روز سه شنبه کلاس زبان تخصصی تشکیل نشد اما ما اونجا بودیم استاد تمرینات کلاس رو به من داد که به بچه ها بدم یه     ٍE-book درباره صد کشف برتر دنیاست که هر کدوم از موضوعات 2 صفحه میشه که هر کسی باید یه موضوع رو انتخاب کنه و معنیش کنه و این تمرین 2 هفته وقت داره لطفا در ادامه مطلب عنوان هارو بخونید و تو قسمت نظرات نام و نام خانوادگی همراه با ایمیلتون قرار بدین که من به استاد خبر بدم هر کسی چه موضوعی رو انتخاب کرده فقط لطفا تا امشب همه موضوعاشون رو انتخاب کنن که از فردا بتونین تمرینتون رو انجام بدید ضمنا ایمیل واسه اینه که اگر یه موضوع رو چند نفر انتخاب کرده بودن بهشون خبر بدم که موضوعشون رو عوض کنن و الویت با کسیه که زودتر انتخاب کرده باشه.

موضوعاتی که رنگشون قرمزه قبلا انتخاب شده

پ.ن 1:  همه مقالات  در یک سطح قرار دارن.

پ.ن ۲: از دوست خوبمون آقای یعقوبی معذرت خواهی میکنم که مطلب ایشون رو بعد از این مطلب گذاشتم انشا الله به بزرگی خودشون ببخشن بعد از روز ۲ شنبه مطلب ایشون در مکان اول وبلاگ قرار خواهد گرفت(نظرم یادتون نره بدین)

عنوان موضوعات در ادامه مطلب

لینک دانلود مقاله زبان

ادامه نوشته

ما بردیم هورااااااااااااا

سلام به همه دوستان گل

امروز مسابقه داشتیم ممنونم که انقدر مارو امدیدی تشویق کردید هیچ تیمی اندازه ما تشویق کننده نداشت ههههههههههههه راستی استاد بام نشینم میخواستن بیان که به من ایمیل زده بودن ساعت بازی رو بدونن که متاسفانه من ایمیلمو چک نکردم دیشب و نتونستیم خدمتشون باشیم از اینجا از ایشونم عذر میخواهم.

امروز بازیمون ساعت ۱۲ برگزار شدچند روز قبل بازی یکی از بازیکنان یکی از تیمای دانشگاه مارو دید وقتی گفتیم چطوریه این تیمه که ما باهاشون بازی داریم کلی از اون تیمه تعریف کرد و گفت پارسال دوم شدن و  امسالم حتما فینال میان و اینجور حرفا مام که کم نمیاریم برای اینکه حالشونو بگیرم دیشب خونه یکی از بچه های بالا کمپ زدیم اونم چه کمپی جاتون خالی... رفتیم دیشب اونجا تا ساعات ۳ صبح بیدار بودیم داشتیم تکنیک ها و نوع بازیمونو با کامپیوتر تمرین میکردیم منم همش بارسا رو بر میداشتم هههههههه

خلاصه دیشب به هر نوعی بود با کلی خنده تموم شد یه فیلم خاطره اییم دیدیم که فک کنم دلیل بردمون همون بود هههههههههه

ساعت ۱۲ بازی داشتیم رفتیم

نیمه اول ۱ گل خوردیم نیمه دوم شروع شد بابک گل اول رو زد گل دوم رو علی زد(همه گلهای که زدیم واقعا قشنگ بود اما گل علی یه سوژر گل بود از جلو دروازه خودمون شوت زد رفت کنج چارچوب) گل سوم رو من زدم(که اینم عالی بود هههههه) بعد دوتا گل خوردیم بعد مرصاد یه گل زد بعدش وحید گل زد و آخرشم باز مرصاد یه گل زد دروازه بانم غوغا کرد امروز یه پنالتی گرفت با چندتا موقعیت دیگه و داورم که اصلا به نفع نمیگرفت فقط نمیدونم چطور بود ما راه میرفتیم به نفع تیم حریف خطا میگرفت خلاصه ما این بازی رو ۶بردیم نسبت به بازی قبل چندتا تماشگر بیشتر داشتیم ولی اگه بازی بعد ۳۰ تا به بالا تماشاگر داشته باشیم حداقل ۱۵ تا میزنیم ولی واقعا همه گلهامون قشنگ بود

خلاصه تموم شد این بازیم(اگه بچه ها گذاشتن خاطره دیشبم تعریف میکنیم).

بچسبون ۱:دوستان میایین میخونید لطفا نظر بدین

بچسبون ۲:اونایی که خبر دارن به اونایی که بی خبرن آدرس وبلاگو بدن

بچسبون ۳:دوستانی که عضو شدن مطلب نذارن عضویتشونو حذف میکنما هههههههههههههههه.

در این  شبهای زیبا اگر یادتان بودو باران گرفت دعایی به فکر بیابان کنید

فعلا یا حق

 

اخطاریه

بابا دمتون گرم عجب همکلاسی هایی داریم ما......

حداقل بیایین به ما روحیه بدین هههههههه

البته روحیه داریم...

اگه میخوایین یکم از این حالت تکراری خارج بشین و بشییم بیایین نظر بذارین و عضو بشین تا یکم زیاد بخندیم و شاد باشیم که با روحیه بهتری درس رو ادامه بدیم

با هم بخندیم نه اینکه بهم بخندیم

منتظریمااااااااااااااااااااااااا

سلام

سلام به همه دوستان گل

امروز تیم برد یکم خوب نبودیم باید برای رسیدن به فینال بیشتر کار کنیم ولی به هر صورتی بود امروز بریدم

۲-۲ مساوی شدیم گلهای تیم خودمونو اولیش رو من زدم با یه ضربه راه دور که از دو نفر لایی شد دومیشم مرصاد زد...

بعدشم که مساوی شد رفتیم پنالتی که اونجام با درخشش ما و کلی نذر و نیاز ۳-۲ بردیم ...

ولی ما بهتر بودیم تیم حریف هم از استاد سامعی  استفاده میکرد هم اینکه کلی تماشاگر داشت شمام که ماشالا هیچکدوم تشریف نیاوردین(ایشالا برای مراحل بعد تشریف بیارین)

عکسم گرفتیم که متاسفانه به دستم نرسیده هنوز ایشالا فردا شب میذارمش تو وبلاگ(مرسی از دوستانی که واسمون دعا کردن).

ضمیمه ۱:اسامی تیم:مرصاد ـ علی ـ وحید ـ حبیب(آقای گل جام ههههههههه) - امیر - بابک - جواد و...

ضمیمه۲:دوستان عزیزی که میخوان به اسمشون نام کاربری بسازم تا بتونن خودشون مطلب بذارن

نامشونو به همراه ایمیلشون و نام کاربریشون یا به من ایمیل بزنن یا تو قسمت نظرات بذارن تا براشون

account بسازم

بچسبون به ضمیمه:عکسا به دستم نرسید منم نتونستم بذارم اینجا ایشالا بازی بعدی(نظر یادتون نره)

 

بازی فوتبال

سلام به همه دوستان عزیز

روز پنجشنبه ساعت ۱۱ سالن فردوسی همدان(دور میدان فردوسی پارک کودک) تیم کلاسمون مسابقه داره دوست داشتین بیایین خوشحال میشیم و اینم بگم برای عموم آزاده

هرکسیم دوست داشت که عضو بشه یا بهم ایمیل بزنه یا تو قسمت نظرات اسمشو بذاره تا واسش یه اکانت تعریف کنم

فعلا...