سلام به همه همکلاسی های عزیز سال نو مبارک ایشالا ما هم یکم از درون نو بشیم.
 
خانمی کنار باجه تلفن منتظر نوبتش بود.داخل باجه پسرک سیزده ساله ای به سختی شماره را گرفت

 و گفت:منزل آقای بارنی؟سلام...من شنیده ام که یکی از دوستانم به نام دیوید در قبال دریافت  هشت

دلار هر ماه چمن خانه شما را کوتاه میکند.من حاضرم این کار را با  شش دلار انجام بدهم؟ نمی شود؟

بسیار خوب چهار دلار چطور است؟قبول نمی کنید؟خداحافظ...

پسر نوجوان گوشی تلفن را گذاشت و خواست از باجه تلفن خارج شود که آن زن گفت: پسرم اگر دنبال

کار میگردی به خانه ما بیا و استخر را تمیز کن؟پسر نوجوان خندید و گفت نه خانم..در حقیقت من همان

پسری  هستم که چمن های آن خانه را کوتاه میکند، قصدم فقط این بود که ببینم صاحب کارم از کار من

 راضی هست یا نه؟ وقتی دیدم که حتی آن کار را با  چهار دلار هم به جای هشت دلار حاضر  نیست به

کسی بدهد،مطمئن شدم از کارم راضی است!

نوشته:اس.آدامز

پی نوشت: کاش یکم ما بتونیم کاری که وظیفه ماست رو درست انجام بدیم..............امیدوارم بتونم یکم عوض بشم تا بعضیا ببینش